مرضيه محمدزاده
149
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
ابو الفتح كشاجم « 1 » ابو الفتح محمود بن محمّد بن حسين بن سندى بن شاهك رملى « 2 » متوفى به سال 306 ه . ق . شاعر ، نويسنده ، متكلّم و منجّم ، محقّق و از طبيبان ماهر و زبردست بود . جدّش سندى بن شاهك دشمن خاندان طهارت بود و فشار و سختگيرىاش نسبت به امام موسى بن جعفر ( ع ) در زندان هارون الرّشيد بر كسى پوشيده نيست ولى او آشكارا به حمايت از اهل بيت برخاسته است و اشعار بسيارى در مدح و رثاى على ( ع ) و اولادش دارد . « 3 » ابو بكر ، محمّد بن عبد اللّه حمدونى ديوان شعرش را مرتّب كرد و اضافاتى را كه از پسر كشاجم ( ابى الفرج ) به دست آورده بود ، بدان ملحق نمود . كشاجم در سرودن اشعار چون معلّم اخلاق است و اشعارش نمونههاى اخلاق نيك ، طبع بلند ، وقار و صميميت آشكار دارد و نشاندهنده اين است كه براى ترويج مبادى انسانيّت و تحكيم مبانى فضيلت و تقوى بهپا خاسته است . او اخلاقى نرم و لطيف داشت و هيچگاه گرد شرارت و بد ذاتى و زخمزبان نگشت و به هجو و بدگويى كسى نپرداخت . كشاجم از شهر خود رمله به قصد سياحت حركت كرد و به مصر و شام و عراق سفر كرد و در ضمن سياحتها با شاهان و وزراء و امراء نشست داشت و از جوائز آنان بهرهمند مىشد و از عطايشان براى ادامه سفر استقبال مىكرد . همچنين با رجال علم و ادب و حديث نيز رفتوآمد داشت و بين او و دانشمندان بزمهاى ادبى و مجالس مناظره تشكيل شده و همين امر باعث شد تا با علوم مختلفه آشنا و ماهر گردد . و در نويسندگى و خطابه از رجال علم و ادب معرفى شود . « 4 » دوره شاعر دورهاى است كه آراء و مذاهب و دستهبندىهاى دينى پديد آمد و در اين عصر كمتر كسى است كه براى خودش مسلك خاصى اختيار نكرده باشد . كشاجم يك شيعه امامى است كه در تشيّع و موالات اهل بيت صادقانه قدم برداشته و فداكارى نمود . و عقيدهاش در خلال اشعارش كاملا آشكار است . او به تشيع خود افتخار مىكرد و با براهينى استوار مردم را به مذهب شيعه فرامىخواند و از حقوق اهل بيت جانبدارى مىنمود ، و در سوگ و ماتمشان ناله و زارى مىكرد ، و دشمنانشان را نكوهش و از آنان بيزارى مىجست . تأليفات كشاجم عبارتند از : « ادب النديم » « 5 » ، كتاب « رسائل » ( نامهها ) ، « ديوان شعر » ، « خصائص طرف » ( چشم ) ، « الصبيح » ( زيبا ) ، « بيرزه در علم شكار » . از كشاجم دو فرزند به نامهاى ابو الفرج و ابو نصر احمد بهجا ماند كه ابو نصر احمد هم شاعرى اديب بود و كشاجم در اشعار خود به مدح فرزندش ابو نصر احمد پرداخته است . « 6 » - * -
--> ( 1 ) - به اين علت خود را " كشاجم " ناميد كه هريك از حروف پنجگانه آن اشاره به يكى از فنونى داشت كه در آن مهارت و تسلّط داشت : ك : كاتب ، ش : شاعر ، الف : ادب و انشاء و سرود ، ج : جدل يا جود ، م : متكلّم و منطقى و منجّم . هنگامىكه در علم طب هم مهارت كامل يافت حرف ط را به آن افزود " طكشاجم " لكن بدان شهرت نيافت . ( 2 ) - رملى : منسوب به رمله از آبادىهاى فلسطين . ( 3 ) - شذرات الذهب ؛ ج 3 ، ص 37 . ( 4 ) - مروج الذهب ؛ ج 2 ، ص 523 . ( 5 ) - نام اين كتاب در فهرست ابن نديم ياد شده است . ( 6 ) - الغدير ؛ ج 4 ، ص 5 - 23 با تلخيص .